خودهیپنوتیزم صوتی افزایش هوش و خلاقیت

عنوان: فایل برنامه ریزی ذهن نیمه هشیار – سلامتی و تندرستی

ویژگی: فایل صوتی هیپنوتراپی 30 دقیقه + فایل صوتی دستورالعمل استفاده  دانلودی

زبان: فارسی- شامل پس زمینه ی موسیقی به همراه پیامهای زیر آستانه ای شنیداری

گوینده: مرضیه فاطمی

یک روش موثر که بدون نقش فعال شما، باورهای مثبت را با بارهای منفی جایگزین می کند

سلامتی و تندرستی را با فایلهای خود هیپنوتیزم روابط موفق تجربه کنید

توضیحات

 

محصول برنامه ریزی ذهن برای افزایش هوش و خلاقیت چه کمکی به من می کند؟

بخش عمده ای از هوش و استعداد ما به میزان باوری بستگی دارد که به هوشمان نااریم. هر چه اعتماد ما به هوش و توانایی مان بیشتر می شود بهتر می توانیم به خلاقیت و ایده های جدید خود اعتماد کرده آنها را مطرح کنیم. بهتر می توانیم وقتی با یک مسئله روبرو می شویم برای حل آن پافشاری کنیم و مسائل را حل کنیم. وقتی اعتمادمان به هوشمان بیشتر می شود بیشتر در مقابل مسائل سخت ایستادگی کرده و برای یادگیری مطالب تازه مشتاق می شویم. کاری که محصول خودهیپنوتیزم صوتی افزایش هوش و خلاقیت می کند این است که ما را به نبوغ درونمان متصل می کند. این فایلها ما را از باورهای منفی همچون ” من نمی فهمم، من یاد نمی گیرم، من بلد نیستم،من کم هوشم” و باورهایی شبیه به این آزاد می کند و به ما کمک می کند که با تمام توان از هوش و استعدادمان بهره ببریم.

وقتی روزانه به این فایل صوتی ۳۰ دقیقه ای در آرامش گوش می دهید، بعد از سه  چهار هفته متوجه می شوید که احساس هوش و خلاقیت بیشتری می کنید.

 

فایل برنامه ریزی ذهن برای موفقیت و کامیابی

 

بدون تلاش فعالانه شما باورهای مخرب را با باورهای مثبت جایگزین می کند. 

 

آیا عبارات تاکیدی در حالت هشیاری کافی است؟

 

ذهن هشیار که به نظر می رسد مثل یک نگهبان جلوی دروازه ذهن ایستاده و اجازه نمی دهد هر باوری وارد آن شود. در واقع ذهن هشیار نگهبانی است که با یک دستور العمل از قبل تعیین شده تک تک ورودی های ذهن را کنترل می کند و اجازه نمی دهد اطلاعاتی خلاف این دستور العمل وارد آن شود.
این دستورالعمل بر اساس باورهای من تنظیم شده است. این باورها، یک نگهبان دم در تمام ورودی های ذهن اعم از حسهای پنجگانه مثل بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، و لامسه و حتی حس ششم من می گذارد و اجازه نمی دهد اطلاعاتی خلاف این دستور العمل وارد آن شود.
و حتی در صورتی که وارد شود سریع دم در ورودی یک مبدل هست که این اطلاعات را به چیز دیگری تبدیل می کند.
این مبدل همان قدرت تعبیر و تفسیر و معنا دادن ماست. یعنی ذهن اطلاعات وارد شده را به شکلی که دوست دارد معنی می کند.
نهایتا ذهن یک خروجی شبیه آبکش دارد که هر جیزی را که با این دستورالعمل سازگار نیست و به هر دلیلی وارد شده را از سوراخ آبکش بیرون می کند. این آبکش همان حافظه است. ذهن هر ورودی که با باورهایش سازگار نیست را به فراموشی می سپرد و نادیده می گیرد. خلاصه اینکه ذهن چیزی را خلاف دستورالعملی که از قبل تعریف شده نمی پذیرد.

نقش باورها در تصمیمات ما 

 

مثلا باور من این است که من آدم توانمندی نیستم در اینصورت وقتی کسی به من بگوید آفرین تو خیلی توانمندی ذهن من نمی شنود! یا اگر شنید به حساب تعارف می گذارد. و نهایتاً هم زود فراموش می کند.
اما اگر کسی به من گفت که تو از پس این کار بر نمی آیی. ذهن من هم می شنود و هم بر آن صحه می گذارد. مثلاً می گوید آره تو هیچ وقت از پس هیچ کاری بر نمی آیی. و در ضمن نه تنها هیچ گاه فراموش نمی کند بلکه در موقعیت های مختلف مرتب مثل یک رفرنس و مرجع به این سخن رجوع می کند.
مثلا وقتی در موقعیت مشابه قرار گرفت می گوید یادت هست فلانی می گفت تو از پس هیچ کاری بر نمی آیی؟
بنابراین ذهن تمایل دارد که سفت و سخت به باورها بچسبد و بواسطه ی باورها بر تمام عملکردهای ما حکومت کند. خوب راه خلاصی از این نگهبان سرسخت چیست؟ راه در رو از این دروازه چیست؟
آن مهاجم قهرمانی که پنهانی وارد این دروازه شود و دستورالعمل را پنهانی تغییر دهد و این نگهبان وظیفه شناس را به خدمت خود بگیرد کیست؟

آن مهاجم قهرمان باورهای جدیدی است که از زیر آستانه آگاهی وارد ذهن می شود

و جایگزین باورهای قبلی می شود.

و نگهبان وظیفه شناس بی آنکه متوجه باشد از این پس با این دستورالعمل جدید به کار خود ادامه می دهد.

 

چگونه باورهای جدید در ذهن مقیم می شوند؟

 

پیامهای زیر آستانه آگاهی یا به عبارتی subliminal messages   که نگهبان را دور می زنند و از جایی زیر آستانه درک و منطق و استدلال ما وارد ذهن می شوند.
به این ترتیب از زیر سین جین(سوال و جواب) ذهن هشیار جاخالی می دهند و رد می شود. یعنی پیش از آنکه ذهن هشیار از آنها بپرسد شما که هستید و اینجا چه می کنید آنها وارد ذهن می شوند و درست در قسمت باورها می نشینند. و بعد شخص بدون اینکه بداند چرا دست به رفتارهای جدیدی می زند که چه بسا با باورهای قبلی او ناسازگار بوده است.
پیامهای زیر آستانه استفاده های خیلی زیادی در دنیا دارند بخصوص در عرصه های تبلیغات و حتی تهاجم فرهنگی. این پیامها می توانند بسیار خطرناک باشند و از طریق رسانه ها وارد ذهن افراد شوند. و باورهای افراد را بدون دخالت مستقیم آنها تغییر دهند. اما این پیامها می توانند مفید هم باشند. از جمله استفاده های مفید از این پیامها، در روانشناسی موفقیت است.

 

افزایش فروش پاپکورن در سینما با سوءاستفاده از پیامهای زیر آستانه

 

یک نمونه شناخته شده در تاریخ و تبلیغات مربوط  به تبلیغات پاپکورن است.
معمولا فیلمها از ۲۵ فریم در ثانیه تشکیل شده اند یعنی در هر ثانیه ۲۵ تصویر از جلوی چشم ما عبور می کند در حالی که چشم فقط ۴ فریم را می بیند. در یکی از فیلمهای سینمایی، افراد حاضر در سینما علاقه ی زیادی به خوردن پاپکورن پیدا کرده بودند و درصد افرادی که در حین مشاهده فیلم پاپکورن می خوردند افزایش یافت. یک بار به دلایلی ناگهان پرده سینما پاره شد! جریان فیلم متوقف شد اما روی یک فریم باقی ماند و در آن فریم نوشته شده بود: پاپکورن بخور. پاپکورن لذیذ است! ” افراد بواسطه ی سرعت بالای فریمها هرگز این تصویر را در حین این فیلم نمی دیدند. اما این پیام وارد ذهن نیمه هشیار آنها می شد و میل به خوردن پاپکورن را در آنها افزایش می داد.

 

افزایش نرخ خودکشی با سوءاستفاده از پیامهای زیر آستانه

 

استفاده های خطرناکی از این پیامها در تبلیغات و تهاجم فرهنگی شده است. مثلاً برخی گروههای شیطان پرستی، موسیقی های خود را طوری طراحی می کردند که اگر آنها را از آخر به اول اجرا می کردند پر از نفرت از زندگی، ترغیب به خودکشی و مواد مخدر و .. بود و درصد کسانی که بعد از شرکت در این مراسم ها خودکشی می کردند خیلی بالا بود. در واقع به نظر می رسد ذهن هشیار ما پیامی که در معکوس صوت یک آواز است را نمی فهمد! اما ذهن نیمه هشیار ما آن را درک میکند!!!!

 

تغییر باورهای ملی و فرهنگی در فیلمهای سینما با سوءاستفاده از  پیامهای زیر آستانه

 

سینما نیز از این توانایی کم بهره نبرده و بسیاری از فیلمها در خدمت بزرگان سیاست و فرهنگ ( اعم از مثبت یا منفی ) است که می خواهند باورهای جدیدی را در ذهن ها جایگزین کنند. علی الخصوص سینمای هالیوود و فیلمهایی که مشخصا برای جهان سوم و مسلمانها ساخته می شود، بسیاری از آنها از این اصل سود می جویند. و از هنر سینما برای جایگزین کردن باورهایی در زیر سطح آگاهی ما استفاده می کنند.

 

استفاده مثبت از پیامهای زیر آستانه در صنعت رشد شخصی

 

اما به هر ترتیب، در دنیا استفاده های مثبت نیز از این پیامهای زیر آستانه آگاهی می شود. و آن روانشناسی موفقیت است. و جایگزین کردن باورهای مثبت در افراد.
از پیامهای زیر آستانه برای تلقین عزت نفس، اعتماد به نفس، شادی، آرامش ،خوشبختی، ثروت، موفقیت و بسیاری اهداف دیگر استفاده می شود.
و محصولاتی که به این روش تولید می شود کارکردهایی از قبیل مقابله با اضطراب و افسردگی، رفع مشکلات خواب و .. را دارد.
به این گونه محصولات، فایلهای برنامه ریزی ذهن گفته می شود. فایلهای صوتی یا تصویری باورهای منفی را با باورهای مثبت نسبت به خود جایگزین می کند. درست مثل اینکه اسباب اثاث کهنه یک منزل را با اسباب نو جایگزین کنیم.

 

برنامه ریزی ذهن یعنی جایگزین کردن اسباب اثاث کهنه منزل ذهن با وسایل نو

 

یعنی جایگزین کردن باورهای منفی با باورهای مثبت نسبت به خود

 

فایلهای برنامه ریزی ذهن چگونه عمل می کنند؟

 

فایلهای صوتی برنامه ریزی ذهن به این شکل است که از یک موسیقی آرام مانند صدای طبیعت مثلا شرشر آب تشکیل شده است. و این صدا با اختلاف فاز بین گوش چپ و راست تولید شده به گونه ای که وقتی فرد دارد از طریق هدفون به آن گوش می دهد وارد هیپنوتیزم شود.
به انضمام این موسیفی آرام صدای گوینده ای هست که فرد را دعوت می کند ماهیچه های خود را شل کند و نفس عمیق بکشد. به این ترتیب فرد وارد حالت ریلکسیشن می شود و ذهن او وارد امواج مغزی آلفا و تتا می شود.
در این زمان فرد نه بیدار است و نه خواب. ذهن هشیار او پیامها را نمی شنود اما ذهن نیمه هشیار او می شنود. به این ترتیب وقتی از حالت خلسه خارج شد چیزی به یاد نمی آورد. به نظر می رسد فعالانه به پیامها گوش نداده و اکنون چیزی به یاد نمی آورد.
اما واقعیت این است که ذهن نیمه هشیار او تمام این پیامها را دریافت کرده و به او تلقین شده است. به عبارت بهتر فرد دچار هیپنوتیزم می شود. بنابراین بدون اینکه بداند چرا، در طول روز پیامهای مثبتی دریافت می کند. این پیامها ، همان پیامهایی هستند که در حالت هیپنوتیزم دریافت کرده اما اکنون وارد وجود او شده و از عمق وجودش بر می خیزد.
مثلاً اگر فرد به فایل برنامه ریزی ذهن برای عزت نفس گوش دهد، در طول روز پیامهایی از وجودش دریافت می کند که به او احساس شایستگی و ارزشمندی می دهد. و اگر در موقعیت قرار گیرد که پیش از آن ممکن بود دست و پایش را گم کند و خود را دست کم بگیرد حالا بدون اینکه بداند چرا، قوی تر و بهتر ظاهر می شود.

 

امواج مغزی آلفا و تتا چیست و چرا چینین اثر گذاری را دارد؟

 

ذهن ما در حالت عادی امواجی با فرکانسهای مختلف از خود بروز می دهد. این امواج همان جیزی است که ما با نام نوار مغز می شناسیم. امواج مغزی یا EEG بسته به اینکه ما هشیار باشیم، خواب باشیم و .. در چهار دسته طیف فرکانسی قرار می گیرند که آنها را با نام امواج الفا، بتا، تتا .. می شناسند.
موج آلفا مربوط به زمانی است که ما در آرامش و سکون به سر می بریم. زمانی که چشمان خود را می بندیم، زمانی که وارد ریلکسیشن می شویم، زمانی که تمرینات یوگا را انجام می دهیم و زمانی که تمرکز می کنیم این موج فعال است.
زمانی که امواج ما در حال موج آلفاست بیشترین ارسال را به دنیای اطراف دارد.
کسانی که تله پاتی می کنند یا از قانون جذب استفاده می کنند از قدرت فرستندگی این امواج بهره می برند. این امواج صبجها بلافاصله پس از بیداری و شبها قبل از خواب بیش از هر زمان دیگری فعال هستند.
به همین دلیل است که معمولا شبها قبل از خواب یا صبح پیش از بیداری ممکن است تخیلات بدون خودسانسوری و خودمحدودسازی را تجربه کنیم. ممکن است در این زمانها در مورد رشد و پیشرفت و موفقیتهای آینده تخیلات خیلی هیجان انگیزی داشته باشیم. به همین دلیل نیز هست که در روانشناسی موفقیت معمولاً این دو زمان را برای هدف گذاری، نوشتن و مرور اهداف به ما توصیه می کنند.
موج تتا مربوط به زمانی است که ما از بیداری به خواب گذار می کنیم. هنوز به خواب عمیق نرفته ایم اما بیدار هم نیستیم. در هنگام موج تتا، ذهن بیشترین گیرندگی را دارد. در این زمان تلقینات و شهود وارد ذهن ما می شود. شاید دانشمندانی هم که در خواب ایده هایی به ذهنشان می رسد مربوط به همین موج تتا باشد.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خودهیپنوتیزم صوتی افزایش هوش و خلاقیت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.