یک پنجره برای بهتر زیستن

وقتی همسرم با دیگر زنان صمیمی میشود به هم می ریزم. چه کنم؟

اعتماد یا بی اعتمادی به همسر

یکی از خریداران پکیج زن موفق در زندگی مشترک ، سوال زیر را در رابطه با اعتماد یا حساسیت نسبت به معاشرتهای همسر مطرح کرده است. به دلیل رایج بودن صورت مسئله آن را در قالب مقاله با شما به اشتراک گذاشته ام.

مشاوره ی یکی از خریداران پکیج زن موفق در زندگی مشترک

سلام خانم فاطمی وقتتون بخیر

از این پکیجتون یه سوال داشتم. من سه تا از فایل ها رو تا حالا گوش دادم ولی پی به یه چیزی بردم راجع به خودم.

بحث اعتماد که کردید بعنوان یکی از نیازهای مردان، خانم فاطمی من اعتماد دارم اما نسبت به شوهرم خیلی حساسم. او نسبت به من اینطوری نیست. من خیلی ناراحت میشم وقتی ببینم با یه زنی صمیمی میشه

دست خودم نیست. خیلی هم ناراحت میشم. بعد شوهرم اتفاقا به من میگه به من اعتماد نداری. او نسبت به من اینطوری نیست و وقتی بهش میگم تو اصلا رو من حساس نیستی میگه چون بهت اعتماد دارم

خانم فاطمی چکار کنم که ناراحت نشم آزادش بزارم. من خیلی از این نظر بهش گیر میدم. اصلا دوست ندارم با زن دیگه ای بگه بخنده و زیاد حرف بزنه. میدونم اگه این کارمو ادامه بدم خسته میشه و به نظرم هر چی حساسیت نشون ندم بهتر باشه اما من انقدر دوست ندارم که نمیتونم تحمل کنم

اصلا میدونید من فک کنم کلا آدم بد بینی هستم. من زیادی حساسم بی رویه. چیکار کنم خیلی نیاز دارم از شر این احساسا خلاص بشم

متن پاسخ به سوال 

دوست عزیز سلام

قبل از اینکه به جواب سوال شما بپردازم  نکته ای در موردشما خیلی منو ناراحت میکنه. اینکه به خودت حق نمیدی که بعضی احساسات رو تجربه کنی و میخوای از شرشون خلاص شی و اون احساسات رو نداشته باشی. خودتو بابت احساساتت سرزنش میکنی و احساس گناه میکنی. از من نمی پرسی که با همسرم چگونه صحبت کنم بلکه می پرسی چگونه از شر این احساسات خلاص شوم. به طور کلی در پرسش شما سه مورد خودش را نشان میدهد:

♦   شما نسبت به صمیمی شدن همسرتان با جنس مخالف حساسید اما نمی دانید که این حساسیت درست است یا نه. و آیا با مسئله “اعتماد” که ما در پکیج زن موفق در زندگی مشترک معرفی کردیم در تضاد هست یا نه.

♦   شما احساسات و افکار ضد و نقیضی را تجربه می کنید. از یک سو نسبت به رفتار همسرتان رنجیده خاطر می شوید و اعتراض می کنید و از دیگر سو این احساس را مطلوب نمیدانید و خودتان را بابت آن سرزنش می کنید.شما  نمی توانید این احساسات را بپذیرید و در تلاشید تا از شر آن خلاص شوید.

♦   شما خود را حساس و بدگمان می دانید و دوست دارید که اینگونه نباشید.

آنچه شما نیاز دارید بدانید چهار مسئله اساسی است که ما در اینجا به آن پاسخ خواهیم داد:

محورهای مطرح شده در این متن 

♦  مرز درست بین اعتماد به همسر و حساسیت نسبت به معاشرتهای او کجاست؟

♦  چه کنم که بیش از حد نسبت به همسرم حساس و بدبین نباشم

♦  چگونه با احساسات ضد و نقیضم کنار بیایم و به یکپارچگی، وحدت و آرامش برسم.

♦  وقتی از همسرم دچار رنجش می شوم چگونه این رنجش را مطرح کنم؟

مرز درست بین اعتماد به همسر و حساسیت نسبت به معاشرتهای او کجاست؟

مرز بین حساس بودن نسبت به شوهر و اعتماد به او مرز حساس و مهمی است که اگه این مرز رعایت نشه در هر صورت تولید دردسر میکنه.

بی تفاوتی زیاد نسبت به ارتباط همسر با جنس مخالف از یک سو و حساسیت نشان دادن زیاد از سوی دیگر هر دو خطرناک هستند و ممکنه به نابودی زندگی ختم بشن.

دردسرهای بی تفاوتی و اعتماد زیاد

محصولات-خانواده-موفق

بی تفاوتی زیاد نسبت به شوهر تحت عنوان اعتماد خطر زاست. مثل اینه که ما گوشت رو جلوی گربه بندازیم. تمایلات جنسی تا حدی تحت کنترل ما هستند نه خیلی. و پیشگیری بهترین راه برای کنترل امیال جنسی است تا کنترل. بسیاری از زنها هستند که از صمیمی ترین دوستانشون چوب می خورند. زندگیشون بواسطه ی صمیمی ترین دوستشون خراب میشه.

چون بیش از حد اعتماد کردند و چشمان خودشونو بستند و خودشونو به نادانی و بی تفاوتی زدند.. هر صفتی تا حدی خوبه.. اعتماد هم تا حدی خوبه.. ولی نه تا حدی که به بستن چشمان و ندیدن حقیقت ختم بشه.

اینکه ادم فضایی برای صمیمیت بیش از حد شوهرش با دیگران ایجاد کنه مثل کاسبیه یه که جلوی چشم شاگردش در گاو صندوق رو باز بزاره و بره.. و اونوقت شاگرد که شاید تا حالا دزدی هم نکرده یه دفعه وسوسه بشه دزدی کنه.. و تبدیل به دزد بشه.. بی مبالاتی نسبت به بستن گاوصندوق نه تنها مال من رو از من می گیره بلکه ممکنه یه انسان سالم رو از راه به در کنه و یه شخصی که تا حالا دزد نبوده رو تبدیل به دزد کنه… در ازدواج هم همینطوره.

حتی اگر همسر من سالم و قابل اعتماد باشه، بی مبالاتی من نسبت به ارتباط همسرم با جنس مخالف ممکنه باعث بشه همسر سالم من از اسیر عشق دیگری بشه. و بعد کل زندگی مشترک من و یک کانون خانواده از بین بره.  از همین رو دقت در این مسائل و حفظ کانون خانواده اهمیت داره.

دردسرهای حساسیت و بی اعتمادی زیاد

اما از سوی دیگه زنانی هستند دچار بدبینی و حساسیت بیش از حد نسبت به همسر هستند به طوری که مرد ممکنه احساس کنه مورد بی اعتمادی همسرشه یا در بند اسارته. برای برخی از زنها، ترس از طرد شدن، ترس از رها شدن و احساس عمیق بی ارزشی درونشون به قدری زیاده که باور نمی کنند که کسی برای همیشه کنار اونها باشه و عاشقشون بمونه.

به همین دلیل درگیر ترس و اضطراب بیش از حد میشن. و به همسرشون بیش از حد حساس میشن. متاسفانه اتفاقی که ممکنه برای این افراد پیش بیاد حکایت این جمله است: از هر چی بترسی سرت میاد و این در واقع همان حلقه ی پیشگویی کامبخشه.

با یک فیلم آموزشی ۸.۵ ساعته زندگی مشترک خود را متحول کنید. برای مشاهده بسته آموزشی  زن موفق در زندگی مشترک اینجا  را کلیک نمایید.

چه کنم که بیش از حد نسبت به همسرم حساس و بدبین نباشم؟

در بسته آموزشی  افزایش عزت نفس توضیح داده ام که حساسیت بی جای یک زن از عزت نفس پایین او ناشی میشه. زنی که عزت نفس پایینی داره باورش نمیشه که همسرش او رو دوست بداره و پای او بمونه. باورش نمیشه که برای همسرش از هر کسی ارزشمندتره. برای همین هر موقعیت ساده ای رو خطرناک می بینه.

در پکیج افزایش عزت نفس توضیح داده ام که عزت نفس پایین با باورهایی در ذهن ما همراهه که این باورها حتی عملکرد ذهن ما رو مختل میکنه. باعث میشه روی مسائلی که نباید ببینیم زوم کنیم و مسائلی که باید ببینیم رو نادیده بگیریم. باعث میشه تفسیر و تعبیر ما از وقایع دچار اشتباه بشه و نهایتا اینکه نتایج اشتباه بگیریم و رفتارهای اشتباه از خودمون نشون بدیم..

افزایش عزت نفس راهی برای رهایی از شک و تردیدهای بی جا 

بنابراین قبل از هر چیز به شما و هر خانمی توصیه میکنم که برای حفظ زندگی مشترک روی عزت نفس خود کار کند. می توانید از محصول افزایش عزت نفس ما استفاده کنید که کامل و جامع است و می تواند کمک زیادی به شما بکند.

این کار حداقل به شما کمک میکند که از شر حساسیتهای بی جا و اضافی خلاص شوید اما همانطور که گفتم به معنی بی توجهی و بی تفاوتی نسبت به ورود بیش از حد یک زن به عرصه ی زندگی مشترکتان نیست.

با تقویت عزت نفس زندگی خود را در ابعاد مختلف از عشق و ازدواج گرفته تا تحصیلات و ثروت دگرگون کنید. برای دانلود  فیلم آموزشی تقویت عزت نفس اینجا  را کلیک نمایید.

چگونه با احساسات ضد و نقیضم کنار بیایم و به یکپارچگی، وحدت و آرامش برسم؟

نکته ی دیگر در رابطه با احساساتی که تجربه میکنید است. قبل از هر چیز به شما توصیه میکنم که نامه احساسات آسانسوری که در فصل پنج فیلم آموزشی زن موفق در زندگی مشترک گفته ام را گوش دهید و آن را انجام دهید.

در آن در مورد لایه های احساسی گفتم و این کار به شما کمک میکند احساسات واقعی خود را بشناسید. مثلا شاید متوجه شوید که در پس خشم شما از هر صمیمیت بین شوهرتان و زن دیگر در حقیقت احساس ترس نهفته است. ترس از طرد شدن.

چه بسا شما دچار ترس از رها شدن هستید نه اینکه از شوهرتان خشمگین باشید یا به او بی اعتماد باشید. بنابراین مهم است که قبل از هر چیز احساس واقعی خود را بشناسید تا بعد بتوانیم آن را رفع کنیم. نامه احساسات آسانسوری به شما کمک میکند که قبل از هر چیز احساس واقعی خود را که در پس احساسات دیگر پنهان شده بشناسید.

شناخت و پذیرش احساسات قدم اول در تغییر 

شناخت احساس اولین قدم هست اما تنها قدم نیست. شما نیاز دارید که این احساسات را بپذیرید و برای آنها احترام قائل باشید. پذیرفتن و ارزش قائل شدن برای احساسات نیز از جنبه های عزت نفس بالاست.

آنچه من متوجه شدم شما احساسات خود را نمی پذیرید به این معنی که می خواهید از شر آنها خلاص شوید و آنها را بد و مزاحم میدانید و بابت آنها احساس گناه می کنید. این از جنبه های ضعف در عزت نفس است و باعث میشود که ارامش و اطمینان به خود را از دست بدهید.  باید روی عزت نفس خود کار کنید.

من در مقاله هفت راز دلبسته کردن شوهر یک راز کامل را به پذیرش و بیان احساسات پرداخته ام. و از اثرات مخرب سرکوب احساسات نیز را هم بیان کرده ام. پیشنهاد می کنم حتما این مقاله را مطالعه نمایید: سرکوب احساسات

نقص در عزت نفس مسبب بی اعتمادی به اندیشه و احساسات

در پکیح تقویت عزت نفس توضیح داده ام که وقتی مرتب بابت افکار و احساساتمان سرزنش می شویم عزت نفس ما خنجر می خورد و دیگر نمیتوانیم به احساسات و افکارمان و درستی آنها اعتماد کنیم. به این ترتیب در هر موقعیتی دچار تضاد درونی می شویم. نه می توانیم از شر احساسات خود رها شویم و نه می توانیم آنها را بپذیریم و با آنها کنار بیاییم.

برای یک زندگی درست نیازمند این هستیم که به اندیشه خود اعتماد کنیم. نیازمند این هستیم که به احساس خود توجه کنیم. اگر نتوانیم با فکر و احساس خود رابطه ی خوبی برقرار کنیم به هم می ریزیم. در موقعیتها نمی دانیم چگونه تصمیم بگیریم و خلاصه فشار زیادی رو تحمل میکنیم. اینها از جنبه های نقص در باور خودتوانمندی ( یکی از جنبه های عزت نفس ) است.

اگر میخواهید همان طور که در پکیج زن موفق در زندگی مشترک گفتم همسرتان را بپذیرید و به او اعتماد کنید نیازمند این است که خودتان را هم بپذیرید و به احساسات خودتان هم اعتماد کنید. شما با نوعی بی اعتمادی نسبت به احساسات خود حرف میزنید. ( امیدوارم متوجه منظورم شده باشید)

با تقویت عزت نفس زندگی خود را در ابعاد مختلف از عشق و ازدواج گرفته تا تحصیلات و ثروت دگرگون کنید. برای دانلود  فیلم آموزشی تقویت عزت نفس اینجا  را کلیک نمایید.

وقتی از همسرم دچار رنجش می شوم چگونه این رنجش را مطرح کنم؟

نهایتا در مورد اینکه چطور با همسرتان در مورد این مسئله گفتگو کنید، می توانید از نامه احساسات آسانسوری که در فصل ۵ پکیج زن موفق در زندگی مشترک گفته ام استفاده کنید. این نامه به سه طریق به شما کمک میکند:

۱- خشم و رنجش شما فروکش کند.

۲- احساسات واقعی خودتان را بشناسید.

۳-  این احساسات را به همسرتان بگویید.

مثلا به او بگویی که وقتی با سایر خانمها صمیمی می شوی احساس امنیتم به هم می ریزد و می ترسم که تو را از دست بدهم. یعنی نه بدبینی در کار است و نه امر و نهی و کنترلگری.

تنها یک چیز مطرح است احساسات شما.  اینگونه او متوجه می شود که خشم شما از بی اعتمادی نسبت به او نیست بلکه مثلا از ترس خودتان است. اینگونه می فهمد که با کمتر صمیمی شدن با دختران به آرامش شما کمک کرده است. نه اینکه با این کار بخواهد ثابت کند که مرد متعهدی است! بلکه در عین اینکه مرد متعهدی بوده و هست با این کار به آرامش شما کمک میکند.

طرح این نگاه موجب میشود که بهتر پذیرای تغییر رفتار باشد. در مقاله ی شیوه بیان احساسات زن به شوهر در این باره بیشتر صحبت کرده ایم. پیشنهاد می کنم این مقاله را بخوانید: گفتگو درباره احساسات

با ۸.۵ ساعت فیلم آموزشی مشاور و متخصص زندگی خود باشید. برای مشاهده بسته آموزشی  زن موفق در زندگی مشترک اینجا  را کلیک نمایید.

یک مثال شخصی 

یک بار من و همسرم در اتوبوس نشسته بودیم که دختر جوانی در صندلی هم ردیف ما شروع به صحبت با همسرم کرد. صحبت از دیر راه افتادن اتوبوس شروع شد و بعد کم کم ادامه پیدا کرد. من از این موضوع احساس ناخوشایندی داشتم. دلم نمی خواست که این خانم با همسر من حرف بزند. ما چه می توانستم بکنم؟ چهار گزینه پیش روی من بود:

۱- به آن دختر خانم بگویم که با همسر من حرف نزن! خوب این راه ساده ای بود اما بیشتر شبیه بی فرهنگی بود. من چطور می توانستم به یک خانم غریبه که با مردی در اجتماع چند کلمه حرف معمولی می زد بگویم که با همسر من حرف نزن.

۲- به همسرم بگویم که با آن خانم حرف نزند. این گزینه هم به نظر مناسب نبود. چون با این کار فقط به همسرم این پیغام را می دادم که به تو اعتماد ندارم. یا تو تحت کنترل من هستی. یا تو حق نداری با زنان غریبه صحبت کنی. به نظر رویکرد مناسبی نبود که من بخواهم همسرم را کنترل کنم.

۳- وانمود کنم موضوع برایم مهم نیست. خودم را به کوچه علی چپ بزنم. یا خود خوری کنم. اما این کار هم نهایتا باعث میشد که خودخوری کنم و بعد به احتمال زیاد سر یک موضوع بی ارتباط با همسرم یک دعوا به راه بیندازم. پس راه حل چه بود؟

راهکار من در گفتگو با همسر 

من گزینه چهارم را انتخاب کردم.

۴- به همسرم نگاه کردم و در حالی که لبخند شیطنت آمیزی بر لب داشتم گفتم: یه چیز بگویم؟ وقتی این دختر با تو حرف می زند ته دلم خالی می شود.

همین! من فقط از احساسم گفتم. نه آن خانم بد است و نه همسر من. و نه آن صحبت ساده قرار است بحرانی برای زندگی من باشد. اما مهم این است که این صحبت ساده باعث میشود ته دل من خالی شود. و احساس من مهم است.

واکنش همسرم چه بود؟ همسرم لبخندی زد و گفت: یعنی من اینقدر برای تو عزیز هستم؟ و من هم تاکید کردم: بله چرا که نه. و بعد همسرم در حالی که غرق شادی شده بود لبخندی زد و سرش را پایین انداخت.

آن دختر چه کرد؟ آن دختر که نیم نگاهی هم به ما داشت گویی شصتش خبر دار شد و دیگر با همسرم صحبت نکرد. یکی دو بار با تردید نگاهی به من کرد و من هم لبخند گرمی به او زدم. من که با او خصومتی نداشتم فقط دوست نداشتم همسرم با او حرف بزند. همین

نتیجه 

مهم است که به احساسات خوب بها دهیم و به آنها توجه کنیم. احساسات سرکوب شده زمانی که نباید منفجر میشوند. اما مهم این است که وقتی با همسرمان میخواهیم از احساساتمان حرف بزنیم، فقط احساس خودمان را بگوییم. نه اینکه او را متهم کنیم. نه اینکه امر و نهی کنیم و کنترلگری کنیم. بگوییم احساس من این است. نیاز من این است. خواسته ی من این است..

نویسنده مرضیه فاطمی

مدرس عزت نفس

مرضیه فاطمی

    نوشته‌های مرتبط

    دیدگاه‌ها

    *
    *

      حدیث پاسخ

      سلام
      من مشکلی دارم که نمی‌دونم اسمشو اصلا باید مشکل یا همون حساسیت یا بدبینی رو خودم بزارم یا واقعا هستی
      منو همسرم پنج سال ازدواج کردیم یه دختر یک ساله هم داریم
      چند ماهی هست بعضی اوقات به رفتار همسرم بدبین میشم و دچار تنش روحی میشم و اعصابم بهم میریزد
      همسرم با زنداییش که طلاق گرفته ولی بخاطر سه تا بچها هنوز کمرنگ نیستش گاه گذاری خالو احوالی میکنن تا اینجا مشکلی ندارم ولی چندباری گوشیشونو چک کردم دیدم این حالو احوال بعضی اوقات صمیمیت زیادی توش هستش که منو آزار میده یه بار که اینو مطرح کردم همسرم نتنها اهمیتی نداد بلکه پیامهاشونو هم با این خانم پاک کردن منم اینستاشونو هک کردم همش چکشون میکنم عین مریضی اینکار افتاده تو جونم مثلاً یکی از پیامهاشون این بود که می‌گفت من این کفشو می‌خوام فلان قدر پول بده،یا تو پیامهاشو از این جمله دلت میات،بیاد تو در جواب طرف که کجایو...
      ازتون خواهش میکنم راهکاری پیش روم بزارید

        مرضیه فاطمی پاسخ

        سلام خدمت شما . با توجه به شرایطی که براتون پیش اومده حتما مشاوره تخصصی دریافت کنید. این چیزی نیست که شما فقط بگید من به هم ریختم یا من حالم خوب نیست یا من فقط حساس و بدبین شدم!! این یک مساله دو سویه است. وقتی یکی از طرفین به تعهداتش در قبال زندگی مشترک عمل نمی کنه و روابطی فراتر از عرف داره برقرار می کنه باید اقدام جدی تری کرد نه اینکه بشینیم یه گوشه بگیم من حساس شدم! من دچار تنش روحی شدم! خوب این حساسیت و تنش روحی یک دلیل پشتش هست و اون هم اینه که دارید می بینید روابط غیرمتعارفی یا در شرف شکل گیری است یا شکل گرفته که اینها باید بررسی و براش راهکار داده بشه. به هر حال واقعیتی است که در زندگی همسرتون دارید می بینید! اینجا جایی است که باید چشم تون رو باز کنید و با اعتماد به نفس به دنبال راهکار جدی باشید شاید بتونید سرچشمه یه خیانت یا از هم پاشیدگی احتمالی زندگی رو در نطفه خفه کنید. شما در این مورد باید حتما مشاوره تخصصی دریافت کنید تا زندگی شما و همسرتون رو بررسی و بهتون کمک کنند. در این مورد همکاران روانشناسمون در سامانه مشاوره آنلاین های اکسپرت رو پیشنهاد می کنم.که می تونید به طریق انلاین صوتی متنی یا ویدیویی مشاوره دریافت کنید. می تونید با کلیک روی لینک زیر به همکاران سایت وصل شید یا به شماره همین سایت تماس بگیرید تا شما رو به روانشناسان متصل کنند

        fa.hiexpert.org
        یادتون باشه اقدام تخصصی و به موقع می تونه خیلی از مشکلات بزرگ و دیرهنگام زندگی رو در نطفه خفه کنه.
        موفق و پیروز باشید.

      بهار پاسخ

      سلام و روز بخیر اگه این سوال من رو جواب بدید و بتونید کمکی بهم کنید زندگی مشترکم رو نجات دادین...من نامزدم 7 ماهه و من و شوهرم بشدت همدیگه رو دوست داریم و برای خوشحالی هم هرکاری میکنیم...دوماهه که خانواده اونا عروس جدید اورردن و نزدیک عروسیشونه..و ما همچنان نامزدیم بخاطرر شرایط کاریمون و اقتصادی و...از روزی که خانم عروس جدید وارد خانواده شد یکم اوضاع ما تغییر کرد...شوهرم شرو کرد به تعریف کردن از اون خانم..که زیباست ..قد بلنده..کم توقعه از شوهرش طلا نخواسته(ناگفته نماند منم طلا نخواستم از شوهرم) و...همه اینا مث خوره افتاد بجونم...هی جمع میشد رو دلم و هیچی نمیگفتم یکی دوبار مث اتشفشانی که فوران کنم با شوهرم دعوا کردم...گفتم حق نداری باهاش صمیمی بشی..فکر کردی من نمیدونم تا اون میاد خونتون به یه بهانه ای گوشی رو روی من قطع میکنی...چرا هواشو داری و...هزار تا گله و گریه و زاری...هربار هم اون گفت فکرت اشتباهه و من هیچکس رو به تو ترجیح نمیدم و...با این حرفا ارومم کرد ولی چند روز بعد دوباره روز از نو روزی از نو...ببینید میدونم زن داداش ادم مثل خواهر ادمه...میدونم ناموس برادرشه...ولی خدا نکنه یه زن به کسی حساس بشه...خدا نکنه ببینه شوهرش به کس دیگه ای توجه میکنه...روزگارم سیاهه..اصلا هیچ خوشیی برام دوام نداره...الان بعد دعوای دیشب خوبیم باهم..ولی میدونم انقضای خوشیمون فقط تا لحظه ایه که خانم بیاد خونشون مهمونی و دوباره تعریف و تمجیدا شروع بشه...نمیدونم ایراد از منه یا از شوهرم یا از جاریم...دارم دیوانه میشم ...کمکم کنید😓😓😓

        مرضیه فاطمی پاسخ

        سلام. برای شرایطی که تجربه می کنید متاسفم. درک می کنم که شرایط سختی است و به شما حق می دم که مضطرب، مستاصل و نگران بشید. با توجه به اینکه شرایطی که دارید تجربه می کنید اولین پیشنهادی که براتون دارم استفاده از راهکارهای پکیج گفتگو به سمت دیالوگ هست. در این پکیج به شما یاد می دیم که به جای اینکه صبر کنید یک دفعه مثل اتشفشان منفجر بشید و بگید حق نداری باهاش صمیمی بشی فکر می کنی نمی دونم چرا هواشو داری! و همسر رو در مظان اتهام قرار بدی تا همسر به جای اینکه با شما همدلی کنه شروع کنه از خودش دفاع کنه یا با خشم و عصبانیت با شما برخورد کنه می تونید از احساسات تون صحبت کنید. مثلا بگید که وقتی از او تعریف می کنی این احساسات .. در من شکل می گیره.. این افکار... در من شکل میگیره و ممکنه این تبعات رو در رفتار من با تو.. یا رفتار من با او داشته باشه.. . اگر سبک مناسب گفتگو رو بیاموزیم می تونیم برخی مسائل رو با گفتگو حل کنیم. اما اگر دیدید این روش موثر نیست پیشنهاد دیگه ای دارم. با توجه به اینکه این موضوع یک برش از زندگی شماست که نیاز به بررسی بیشتر شخصیت شما و همسرتون داره توصیه ی دیگه ای که به شما دارم دریافت یک مشاوره تخصصی است. بعضی مسائل با یک مشاوره تخصصی فردی که در اون مشاور با شما صحبت می کنه، ریز به ریز سوال می پرسه و مساله شما رو نه به طور کلی بلکه خاص خودتون بررسی می کنه خیلی بهتر دقیق تر و درست تر به شما پاسخ می ده. ا با توجه به اینکه شما در دوران حساس نامزدی هستید که دارید شالوده ی زندگی و روابط تون رو شکل می دید همین مساله ساده رو اگه حل نکنید ممکنه مسائل بغرنج تر در آینده ایجاد بشه. گاهی یک مساله کوچک خودش بزرگ می شه و گاهی اشاعه پیدا می کنه در حوزه های دیگه. مثلا به قول شما یک جا مثل اتشفشان منفجر میشه و یک دعوا راه می اندازه .بنابراین پیشنهادم مشاوره است. می تونید برای مشاوره از همکاران ما در سامانه مشاوره انلاین های اکسپرت استفاده کنید. fa.hiexpert.org .

      راستروان پاسخ

      ادما در شرایط مختلف متفاوت رفتار میکنن.از نظر بعضی شوهرها متاسفانه حساسیت یه خانم در زمینه خنده ی شوهرش با نامحرم روانی بودن زن محسوب میشه.شاید اینجور اقایونبه همسر پر افاده نیاز داشتن نه دختری ساده ووابسته

        مرضیه فاطمی پاسخ

        تشخیص اختلال روانی داشتن یک فرد به عهده یک روانشناس بی طرف است نه افراد معمولی. بنابراین یک زن نیاز دارد که با اعتماد به نفس نسبت به این القاب و برچسب های عوامانه برخورد کند و در مورد اینکه ایا نگرانی و رنجشش از ارتباط همسرش با دیگر زنان طبیعی است یا نه و آیا حق اوست که در این موقعیتها واکنش نشان داهد یا نه از مشاور کمک بگیرد. در این شرایط روانشناس با سوالات متوجه می شود که ایا نگرانی های فرد بدون هیچ دلیل واقعی بوده و صرفا زاییده ی مشکلات شخصیتی خود اوست یا رنگ واقعیت دارد.

      راستروان پاسخ

      سلام. قسمتی ازبی اعتمادی به همسر مربوط است به ازدواج بالای 20 سالگی که در ان سن مرد تجربیات دیدن فیلم های ناجور را دارد چه گونه چنین مردی می تواند خالصانه عاشق همسر باشد؟متاسفانه این تجربیات زشت دیداری ماهواره فیلم هالیوود ربط به شغل هم نداردوبسیاری از آنها که مومن به نظر میرسند این ظلم را در حق دختران معصوم کرده اند.اول ازدواج یک دختر دوسال با دخالت مادرشوهر یک تنه میجنگد بعد هم ازسوی شوهر که ادعای استقلال می کند اما بی تجربه وخام است بی احترامی میبیند و سن دختر که بالاتر رود ضعیف تر ورنجورتر میشود و متاسفانه زنان با افزایش سن متوجه کم توجهی از جانب شوهر میشوندواسیب دیده تر بعد از فرزند دار شدن بازهم بیشتر بی توجهی میبینند......کاش مردان قدرشناستر بودند نسبت به همسر

        مرضیه فاطمی پاسخ

        دوست عزیز سلام.
        پیشنهاد من به شما این است که از کلی گوی بپرهیزید و تجربیات شخصی خودتون رو به همه مردان و زنان تعمیم ندید. اگر در زندگی شخصی خودتون مشکلاتی از این قبیل که فرمودید رو تجربه می کنید در این مورد از کمک مشاور استفاده کنید.

      توکلی پاسخ

      سلام خسته نباشين. من به يك مشاوره رايگان احتياج دارم لطف درصورت تمايل به من تماس گرفته و من بهتون تماس ميگيرم

      حميد پاسخ

      سلام ميشه لطفا بيشتر توضيح بديد كه در مثال بالا منظور زن از اينكه گفت ته دلم خالى ميشود چى بود؟

        مرضیه فاطمی پاسخ

        سلام. یعنی می ترسم و آرامشم به هم می خوره. :)
        این یه احساسه که هر یک از ما ممکنه در شرایطی تجربه کنیم و لزوما هم منطقی نیست ولی به هر حال علتی داره و باید به اون توجه کرد.
        مثلا فرض کنید که همسر شما یک روز دیر به منزل میاد و تلفن رو جواب نمی ده. شما بلافاصله دچار اضطراب می شید و ممکنه نگران بشید که اتفاقی برای همسر شما پیش اومده باشه. ممکنه تصاویر تصادف از ذهن شما عبور کنه. این ترس لزوما منطقی نیست چون ممکنه همسر شما در ترافیک گیر کرده باشه و حواسش به گوشیش نباشه.. اما این ترس در شما ایجاد میشه و وقتی به این نگرانی توجه کنید متوجه می شید که علت این نگرانی علاقه ی شما به همسرتون هست. حالا اگر به همسرتون بگید که از اینکه دیر کرده و تلفنش رو جواب نداده نگران شدید، اگر به زبان شیرین بگید، احتمالا به خودش افتخار خواهد کرد که انقدر برای شما عزیزه.

        جالا همین سناریو رو برای کسی در نظر بگیرید که به همسرش اعتماد نداره. همسرش دیر کرده و تلفن رو جواب نمیده. فرد ممکنه بلافاصله ممکنه دچار ترس و اضطراب بشه و آرامشش به هم بخوره. بلافاصله تصویر همسرش در ذهنش ظاهر بشه که با کسی به تفریح رفته!! و به هم بریزه. خوب این احساس هم لزوما منطقی نیست. شاید همسرش الان به هر دلیل دستش بنده. اما مهم اینکه این احساس یک علامته و باید بهش توجه بشه. این احساس به فرد مورد نظر نشون میده که به همسرش اعتماد نداره. و باید یک فکر جدی بکنه. چه این بی اعتمادی از سمت خودش باشه و بی دلیل باشه چه اینکه به رفتارهای همسرش مربوط باشه و علت داشته باشه.
        می خوام بگم مهمه به احساسمون توجه کنیم و علت اون رو درک کنیم.

      ی بی نشون پاسخ

      خانوما ما من که یه مرد هستم فقط کافیه بفهمم همچین حسی داره زنم باور کنید که سمت حیوان ماده هم نمیرم،،،این حستونو به مردتون فقط بگید،،،بعد بشینید نگاه کنید که چجوری همسرتون دیوونه وار خودش هر کاری که میخاسید رو بدون اینکه بر لب بیارید انجام میده،،،کاش یه زن رو من حساس بود...